کبد چرب در افراد لاغر!!

کبد چرب غیر الکی در افراد لاغر:

بیماری کبد چرب غیر الکلی (NAFLD) به طور گسترده به عنوان تظاهرات سندرم

متابولیک در رابطه نزدیک با چاقی در نظر گرفته شده است.

در واقع، اگرچه چاقی بدون شک یکی از عوامل خطر اصلی برای کبد چرب است،

اما کبد چرب می تواند در افراد لاغر نیز رخ دهد.

مطالعات انجام شده در غرب، با بافت شناسی کبد در زیرمجموعه هایی که نماینده جمعیت عمومی هستند،

مانند اهداکنندگان کبد و قربانیان تصادف خودرو، در میان دیگران، تقریباً استئاتوز کبدی

را در ۱۵٪ افراد غیر چاق، در مقابل ۶۵٪ و ۸۵ درصد در افراد چاق و چاق مرضی به ترتیب .
در واقع، اکثر بیماران مبتلا به استئاتوز یا دارای اضافه وزن یا چاق هستند .

اعتقاد بر این است که همه چربی بیش از حد بدن مرتبط نیست،

بلکه چاقی شکمی به نظر می رسد از نظر متابولیکی خطرناک باشد،

زیرا منبع اصلی اسیدهای چرب و واسطه های طرفدار استئاتوژن، التهاب زا و پیش فیبروژنیک است.

به‌طور غیرمنتظره، اخیراً، در میان بیماران مبتلا به استئاتوز کبدی، به نظر نمی‌رسد

وجود چاقی شکمی یک عامل تعیین‌کننده اصلی برای داشتن استئاتوهپاتیت غیرالکلی یا فیبروز پیشرفته باشد .

مطالعات انجام شده:

مقاله مارگاریتی و همکاران. این واقعیت را برجسته کرد که درصدی از بیماران NAFLD

در مراقبت های ویژه لاغر هستند.

آنها ۱۶۲ بیمار متوالی مبتلا به استئاتوز کبدی را مورد مطالعه قرار دادند و دریافتند که

از هر هشت بیمار مبتلا به NAFLD، یک نفر، که در یک واحد تخصصی دنبال می شود،

دارای شاخص توده بدنی نرمال است.

در مقایسه با اضافه وزن یا چاق، بیماران لاغر اختلالات متابولیکی کمتری داشتند،

اما سطوح آمینوترانسفراز بالاتری داشتند.

ارتباط با داده های بافت شناسی وجود ندارد.

مطالعه حاضر چندین موضوع مهم را در مورد بیماران لاغر NAFLD مطرح می کند.

آیا این یک بیماری متفاوت با سایر عوامل خطر و پیشرفت متفاوت در نهایت به بیماری شدیدتر است

یا فقط همان بیماری با مشخصات متابولیک مشابه اما در غیاب وزن بیش از حد.

همچنین ممکن است NAFLD در جمعیت‌های با وزن طبیعی بیشتر مورد توجه قرار نگیرد.

یک توضیح برای وجود چربی نابجا در کبد افراد لاغر، می تواند در مفهوم افراد چاق

متابولیکی با وزن طبیعی باشد، که مربوط به ۵٪ از جمعیت غربی است .

اینها افراد با وزن طبیعی هستند که معمولاً در طول زندگی بزرگسالی کمی سنگین‌تر می‌شوند،

با ۲ تا ۱۰ کیلوگرم افزایش وزن، که تقریباً به طور کامل به دلیل افزایش وزن بود .

آنها اغلب بی تحرک هستند، با حداکثر جذب اکسیژن کم، کاهش حساسیت به انسولین، اختلالات متابولیک و افزایش خطر قلبی عروقی .

در واقع، یک سوم از بیماران لاغر در مقاله مارگاریتی، دور کمرشان افزایش یافته،

یک پنجم مبتلایان به سندرم متابولیک و بیش از نیمی از حداقل یک معیار سندرم متابولیک داشتند.

پیگیری این بیماران برای ارزیابی خطر ابتلا به اختلالات متابولیک، مقاومت به انسولین

دیابت شیرین، حوادث قلبی عروقی و پیشرفت بیماری کبدی جالب خواهد بود.

همچنین جالب است بدانید که آیا سابقه خانوادگی دیابت در این زیر گروه از NAFLD

لاغر وجود دارد یا خیر، بنابراین احتمال ظهور دیابت در آینده افزایش می یابد.

در واقع، چربی بیش از حد کبد، پس از تنظیم شاخص توده بدنی، درصد چربی بدن و

توده چربی شکمی، یک عامل خطر مستقل برای اختلالات متابولیک در نظر گرفته می شود .

جمعیت لاغر با چربی کبد نابجا نیز می تواند آسیب شناسی فیزیولوژیکی متفاوتی را آشکار کند.
چندین مدل حیوانی و بیماری های ژنتیکی شناخته شده وجود دارد

که می توانند منجر به استئاتوز کبدی شوند و با چاقی یا مقاومت به انسولین مرتبط نیستند.

با این حال، نشانگرهای سنتی مصرف الکل، مانند افزایش γ-گلوتامیل-ترانسفراز،

در بیماران لاغر نسبت به اضافه وزن/چاق بیشتر بود با این حال، مطالعه مارگاریتی و همکاران  دارای محدودیت‌هایی است.

تشخیص NAFLDدر بین بیماران به طور یکسان انجام نشد، برخی از آنها از طریق

سونوگرافی و برخی دیگر از طریق بیوپسی کبد، استاندارد طلایی، تشخیص داده شدند.

در واقع، سونوگرافی فقط در بیماران مبتلا به استئاتوز متوسط ​​تا شدید دقیق است،

و حتی در آن شرایط کامل نیست، با حساسیت گزارش شده ۸۵٪ و ویژگی ۹۴٪ .

ممکن است استئاتوز کبدی در بیماران لاغر نسبت به افراد چاق شدت کمتری داشته باشد،

زیرا در افراد چاق یک سونوگرافی مثبت می تواند برای ایجاد تشخیص کافی باشد و

در افراد ناب، آستانه انجام بیوپسی کبد می تواند کمتر باشد.

همچنین دانستن الگوهای غذایی در بیماران با شاخص توده بدنی طبیعی و

همچنین اطلاعاتی در مورد فعالیت بدنی جالب خواهد بود.

در واقع، ما اخیراً تأکید کرده‌ایم که ورزشکاران سابق که کم تحرک می‌شوند ممکن است

در غیاب عوامل خطر معمول در معرض خطر افزایش مقاومت به انسولین و عوارض متابولیکی باشند .

نتیجه گیری:

در نتیجه، NAFLD را نباید در افراد با وزن طبیعی با آنزیم های کبدی تغییر داده نادیده گرفت.

این می تواند نشان دهنده خطر بالاتری برای اختلالات متابولیک و/یا عوارض قلبی

عروقی باشد، یا می تواند موجودیت دیگری از بیماری کبد چرب غیر متابولیک و غیر الکلی را آشکار کند.

بر این اساس، یک بررسی تشخیصی عمیق‌تر برای علل ثانویه استئاتوز کبدی مانند

هیپوبتالیپوپروتئینمی و بیماری‌های سوء جذب در بیماران لاغر NAFLD مورد نیاز است.

برای درک بهتر ارتباط با سایر بیماری‌ها و پیش‌آگهی واقعی بیماری‌های کبدی، بررسی‌های

پیگیری به‌ویژه در این مجموعه از بیماران ضروری است.

همچنین یک مسئله حل نشده دشوار این است که چگونه باید با این بیمارانی

که وزن طبیعی دارند و اینکه آیا رژیم غذایی و ورزش مفید است، رفتار کرد.

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *